دامپزشکی حرفه ی من !
الان که توی این رشته ادامه تحصیل میدم واقعا راضی ام ، چون واقعا چیزی کم نداره و همه چی به تلاش خودم بستگی داره ...

البته خوب تا الان ، یه سری مشکلات پایه ای رو حس کردم که تو پست های آینده ان شا الله به بررسی اونها می پردازم .
نمی دونم چی شد ، ولی تا چشم به هم زدم دیدم که یک سال و اندی گذشت ...![]()
روز اول که رفتم دانشکده برا ثبت نام ، دقیقا یادم میاد ، وارد دانشکده که شدم ، یه حس تازه ای داشتم رفتم تا یکی از مهم ترین تصمیمات زندگیم رو رقم بزنم ؛ از یه طرف می رفتم تا دانشجوی دانشگاه تهران شم که خودش کلی احساس رضایت رو در پی داشت و از طرف دیگه بالاخره می شدم دانشجوی دکتری مملکت دیگه !![]()
خلاصه با هر مشقت و کنش و واکنشی بود ثبت نام کردم ، و کتبا و رسما شدم دانشجو!![]()
روز اول کلاسا رو هنوز خوب یادمه ، بچه ها همه با یه حُجب و حالت خاصی بودن . از همون دقایق اول ورود به دانشگاه می شد تفاوت های مدرسه با دانشگاه رو از نزدیک حس کرد .
بچه هایی که از استان های مختلف اومده بودن ، اختلاط جنسی کلاس ها و محیط دانشکده و ...
همه چیزهایی بودن که تازگی داشتن و به من می فهموندن که وارد مرحله جدیدی از زندگی شدم .
همه چیز خوب و به نظر راضی کننده می اومد . ![]()
وقتی کارت دانشجویی رو بهمون دادن با خودم فک کردم همه چی تموم شد و مدرسه و درسهای زورکی و سیستم درس محور وقتش سر اومد ...![]()
این ها رو میگم ولی با تموم کاستی های سیستم آموزشی مدارسمون ، دلم برا مدرسه تنگ شده ...

یادش به خیر ؛ روز اول دبستان ، کلاس بندی ، آبخوری ، خانم بهداشت ، خوب ها و بد ها ،گواهی دکتر ، شیلنگ ناظم ! ، دهان شویه ، زنگ تفریح ، زنگ انشا، زنگ ورزش ، اردو ، خط کش معلم ، انتخاب رشته ، تقلب (=مشورت سر امتحان ) ، دبیرستان ، تاخیر ، واکسن ! و روز آخر مدرسه ...
یادش به خیر اولین تجدیدی ترم و شیرین ترین تجدیدی که پیش دانشگاهی از درس " ریاضی عمومی " که شدم ۷۵/۹ و موفق به کسبش شدم !(شاید بعدا وقت شد و توضیح دادم ؟!!)
بگذریم ،
روزها گر رفت گو رو باک نیست تو بمان ای آنکه چون تو پاک نیست
البته تو اینجا همون جوونیه !
داشتم می گفتم ؛
ولی واقعا با تمام این تفاصیل احساس مسئولیت رو در خودم حس کردم ! و تصمیم گرفتم با استعانت از خدا و یاری امام زمان(عج) قدم در این راه بگذارم و این مسیر را طی کنم .![]()

ترم اول دیگه شروع شده بود. بعضی درس ها به نظر مناسب نمیومد . مثلا " جانورشناسی عمومی " که منجر به قتل های زنجیره ای شد !
اول اون قورباغه مادر مرده و بعد اون رت (rat)که تشریح شدن . نمی دونم هدف از این کار چی بود دستکاه گوارش ، دستگاه تناسلی ، دستگاه تنفسی ؟!! ولی خداییش نباید این اتفاقات دیگه بیفته و با وجود این که الان همه این کارها رو می شه با یه نرم افزار انجام داد و حتی به صورت مکرر چه لزومی داره به حیوون ها آزار برسونیم ؟!!
من مخالف تشریح حیوانات نیستم ، ولی مخالف تشریح بیهوده و بی اثر اونها هستم !
درس ببیوشیمی سخت و استاد فوق العادش دکتر اسدی که این درس رو آسان می کرد .![]()
درس های شیرینی مثل آناتومی هم بود که با همه سختی هاش خیلی شیرین بود به خصوص با اساتید خوب و مجربش .
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
پس نوشت :
+ گفتم آناتومی یاد استاد محترم خانم دکتر طوطیان افتادم ، که تازگی مادر بزرگوارشون رو از دست دادن و در غم ایشان سوگوارند .
بنده از طرف خودم و تمامی هم دوره ای هایم به ایشان تسلیت عرض می کنم و برای ایشان از خداوند منان صبر جمیل و اجر جزیل مسئلت دارم و امیدوارم هرچه خاک آن مرحوم است بقای عمر ایشان باشد .
++ این در حالی است که این ضایعه بعد از ، از دست دادن دکتر بابا مخیر استاد بخش آبزیان ، مرد علمی جهان و دامپزشک نمونه جهان که جامعه دامپزشکی را در سوگ خودشان فرو برده بودند رخ داد .
باشد که قرین رحمت ایزد متعال قرار گیرند .
"کل من علیها فان و یبقی وجه ربک ذوالجلال و الاکرام" (الرحمن 26 و 27)
+++امیدوارم سرتون رو درد نیاورده باشم ، سعی می کنم پست ها طولانی نشه و امیدوارم بتونم حق مطلب رو ادا کنم و گام کوچکی در کمک و آگاهی به جوانان کشور عزیزمان ایران بردارم و قطره کوچکی باشم در راستای اعتلای حرفه ی مقدس دامپزشکی .
سلام و عرض خوش آمد خدمت شما بازدیدکننده محترم